السيد الطباطبائي ( مترجم : شيروانى )

163

ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى )

است و ازاين‌روى ، افزون بر آن‌كه به جواز اعادهء معدوم حكم كردند ، وقوعش را نيز حتمى دانستند . امّا فيلسوفان و نيز محققان از متكلمان به امتناع اعادهء معدوم قاتل شدند و حتى پاره‌اى از ايشان حكم به امتناع اعادهء معدوم را ضرورى و بديهى دانستند . امتناع اعادهء معدوم از فطريات است بو على سينا در شفا مىگويد : على انّ العقل يدفع هذا دفعا لا يحتاج فيه الى بيان و كلّ ما يقال فيه فهو خروج عن طريق التعليم « 1 » ؛ عقل بدون آن‌كه نياز به دليل و برهان داشته باشد اعادهء معدوم را ردّ مىكند و آن‌چه دراين‌باره ذكر مىشود نه از باب تعليم و آموزش بلكه از قبيل تنبيه و يادآورى است . حكم به امتناع اعادهء معدوم يك حكم فطرى است . فطريات ، چنان‌كه در منطق آمده ، قضايايى هستند كه دليلشان همراه با حضور آنها در ذهن ، به ذهن مىآيد و انسان براى تصديق آنها نياز به تلاش فكرى ندارد . قضيهء « اعادهء معدوم ممتنع است » نيز همين‌گونه است ، زيرا فطرت آدمى به روشنى حكم مىكند كه معدوم ، بطلان و نيستى محض است و لذا ، قابليت اتصاف به اعاده و بازگشت دوباره به صحنهء وجود را ندارد . به بيان ديگر : معدوم ، شيئى نيست كه بازگردانده شود . اعادهء معدوم يعنى چه ؟ حقيقت اين است كه اگر موضوع اين مسئله خوب روشن شود و مقصود از اعادهء معدوم معلوم گردد ، هر انسان سليم الذهنى آن را ممتنع مىشمارد . اعادهء معدوم يعنى اين‌كه يك شىء پس از آن‌كه يك‌بار وجود پيدا كرد و سپس از بين رفت ، دوباره به وجود آيد ؛ يعنى دقيقا همان شىء با همان تشخّص و تعيّنى كه داشت

--> ( 1 ) . الهيات شفاء ، فصل پنجم از مقالهء نخست . فخر رازى در « المباحث المشرقيه » مىنويسد : « و نعم ما قال الشيخ من انّ كلّ من رجع الى فطرته السليمة ؛ و رفض عن نفسه الميل و العصبية ، شهد عقله الصريح بان اعادة المعدوم ممتنع قطعا و كما انّه قد يتوهم فى غير البديهى انه بديهى ، لاسباب خارجة ، فكذلك قد يتوهم فى البديهى انه غير بديهى ، لموانع من خارج . » ج 1 ، ص 48 .